سونی هندی‌کم 4K خود را با بزرگنمایی 20 برابر معرفی کرد
کمپانی Ricoh دوربین 360 درجه جدید Theta S را در ایفا معرفی کرد
بررسی اسپیکر Z623 لاجیتک
اینتل تا سال ۲۰۱۹ حافظه‌ SSD با ظرفیت ۱۰۰ ترابایت روانه ...

بهينه‌سازي شبكه‌هاي WAN

سال‌هاي زيادي است كه محصولات بهينه‌سازي شبكه‌هاي يا WAN Optimization و شتاب‌دهنده‌هاي انتقال اطلاعات مطرح شده‌اند. اما تصورات غلط و اختلافات اساسي پيرامون اين محصولات و فناوري پشت‌پرده آن‌ها وجود دارد؛ به‌خصوص در حوزه‌هايي مانند رایانش ابري تركيبي، تكرارسازي اطلاعات براي شبكه‌ها و مراكز داده فعال، پيكربندي مراكز‌داده، بهبود بازيابي بحراني و ارتباطات داخلي مراكز‌داده (Data Center Interconnection) فرضيه‌ها و تصورات مختلف و گاهاً متناقضي درباره بهينه‌سازي شبكه‌هاي WAN وجود دارد. اهميت اين موضوع زماني بيش‌تر شده است كه در اين حوزه‌ها تأكيد زيادي روي شبكه‌هاي WAN صورت‌گرفته و يكي از مهم‌ترين شاخص‌هاي توسعه و كارايي به شمار می‌رود. در اين مقاله براساس اطلاعات ارائه شده در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي معتبر می‌کوشیم تا زواياي بيشتري از مبحث بهينه‌سازي شبكه‌هاي WAN و شتاب‌دهنده‌هاي انتقال اطلاعات را روشن كنیم و مسائل و مشكلات اين حوزه را به‌خصوص در رابطه با پياده‌سازي شبكه‌هاي WAN در مراكز داده نرم‌افزارمحور (Software Defined Data Center)، برنامه‌هاي كاربردي نرم‌افزارمحور (Software Defined Application)، سرويس‌هاي نرم‌افزارمحور(Software Defined Services) و مقايسه ارزش اجزاي فيزيكي يا مجازي بررسي كنیم. همچنين روش‌ها و گزينه‌هاي بهبود كارايي و استقرار شبكه‌هاي WAN را ارزيابي خواهیم كرد.

سه چالش اساسي
براي اين‌كه بينش بهتري نسبت به شبكه‌هاي WAN داشته باشيم، لازم است ابتدا محدوديت‌ها يا چالش‌هاي موجود را بشناسيم. سه چالش اصلي درباره پروتكل TCP شتاب‌دهنده‌هاي باركاري (Workload Acceleration)، شتاب‌دهنده‌هاي ذخيره‌سازي (Storage Acceleration) و شتاب‌دهنده‌هاي تكرارسازي (Replication Acceleration) هستند. هنگامي كه مي‌خواهيم در ماشين‌هاي مجازي يك شتاب‌دهنده باركاري را آدرس‌دهي كنيم، با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شويم. چالش بعدي دسترسي شتاب‌دهنده‌هاي ذخيره‌سازي به شعبه‌ها و سيستم‌هاي راه دور است. انتقال اطلاعات از مراكز داده به محل‌هاي بازيابي بحراني يا انتقال اطلاعات ميان چندين مركز داده نيز مي‌تواند محدوديت و مشكل بعدي ما براي بهبود كارايي شبكه WAN باشد.

محدوديت‌هاي TCP
صرف‌نظر از نوع شبكه، توان خروجي با سه عامل محدود مي‌شود: مقدار پهناي‌باند آزاد موجود، مقدار زمان مورد نياز براي انتقال اطلاعات (تأخير) و كيفيت لينك (گم شدن بسته‌ها). چه شما يك شبكه درون اتاقي يا يك شبكه بين قاره‌اي داشته باشيد؛ با اين سه عامل محدودكننده روبه‌رو هستيد. اگرچه ممكن است تأخير و گم شدن بسته‌ها در يك شبكه ساده بسيار نزديك معني و مفهومي نداشته باشد، اما باز هم بايد براي آن چاره‌اي بيانديشيد. اما اگر يك شبكه با ساختار قطعه به قطعه (شبكه‌اي كه از چندين بخش تشكيل شده و انتهاي هر بخش به شبكه بعدي متصل مي‌شود) داريد، بايد بدانيد كه هر سه عامل به صورت مؤثري روي توان خروجي شبكه تأثيرگذار هستند؛ به‌خصوص عامل پهناي‌باند اهميت دوچنداني يافته و درگيری‌ها و مشكلات بيشتري ايجاد مي‌كند. فرض كنيد شبكه‌اي WAN ميان دو شهر نيويورك و لوس‌آنجلس با پهناي‌باند 10 مگابيت بر ثانيه (10Mbps) برقرار شده است. در بهترين شرايط به صورت تئوري شما مي‌توانيد از 75 درصد كل پهناي‌باند (يعني 7.5 مگابيت بر ثانيه) استفاده كنيد. حال اگر پهناي‌باند را ده برابر كرده و به مرز 100 مگابيت بر ثانيه برسانيد، باز هم توان خروجي شبكه 7.5 مگابيت بر ثانيه خواهد بود. بنابراين، حتي با وجود ده برابر كردن پهناي‌باند مشكل سرعت و انتقال اطلاعات كماكان پا برجا است. شايد بپرسید چگونه چنين چيزي ممكن است؟ فرض كنيد يك خانواده پنج نفره مي‌خواهند از شهر نيويورك به شهر واشنگتون بروند. چگونه بايد اين مسير چهارساعته را طي كنند؟ اگر پنج نفر سوار يك خودرو چهارنفره شوند زودتر مي‌رسند يا اين‌كه به دو گروه تقسيم شوند و با هم حركت كنند؟ در آن صورت نياز به دو خودرو دارند. چگونه مي‌توانند اين مسير را با نصف زمان معمول طي كنند؟ نياز به خودرو با سرعت دوبرابر سرعت معمول دارند. حال فرض كنيد يك خانواده هشت نفره با يك خودرو مي‌خواهند اين مسير را طي كنند. بايد خودرو اول چهار نفر را از نيويورك به واشنگتون ببرد و دوباره همين مسير را برگردد و چهار نفر بعدي را ببرد.
يعني زماني سه برابر معمول براي بردن يك گروه چهار نفره در صورتي كه تعداد افراد فقط دو برابر حالت قبل شده‌اند. شبكه‌هاي كامپيوتري نيز همانند اين مثال و خودرو عمل مي‌كنند. عواملي مانند تأخير يا گم شدن بسته‌ها تأثيرات قابل توجه زيادي روي توان خروجي و سرعت انتقال اطلاعات دارند. در شبكه‌هايي كه گم شدن بسته‌ها برابر غيرصفر
 (Non-Zero) است، الگوريتم Mathis براي محاسبه توان خروجي مورد استفاده قرار مي‌گيرد:


Throughput <= (MSS /RTT) * (1* SQRT{packet loss})


در اين فرمول MSS برابر حداكثر اندازه سگمنت  (Maximum Segment Size) و RTT برابر زمان رفت و برگشت يك بسته در شبكه (Round Trip Time) است. MSS برابر حداكثر طول اطلاعات فريم IP در يك بسته TCP است كه قاعدتاً در يك شبكه اترنت برابر 1460 بايت يا 11680 بيت است. البته از كل طول فريم IP حدود 40 بايت براي اطلاعات سرآيند بسته در نظر گرفته مي‌شود. در شبكه‌هاي WAN زمان RTT نسبت به تأخير ارسال يك طرفه يك بسته اهميت بيشتري دارد چون دقيقاً مدت زمان تأخير ارسال يك بسته و دريافت تأييد يا گم شدن آن و ارسال بسته بعدي را نشان مي‌دهد. مانند خودرويي كه بايد چهار مسافر را به مقصد برساند و دوباره به جاي اول برگردد تا مسافرهاي بعدي را جابه‌جا كند. packet loss درصد از بين رفتن بسته‌ها در شبكه است. هر زمان يك بسته گم مي‌شود، پروتكل TCP عدم دريافت بسته را به مبدأ گزارش مي‌دهد و مبدأ وظيفه دارد در بازه مشخص شده مقدار بسته يا اطلاعات كمتري را ارسال کند تا درصد موفقيت‌آميز ارسال بسته‌ها بيش‌تر شود. همچنين اقدام به ارسال دوباره بسته گم  شده مي‌كند.
 در شبكه‌هاي امروزي، درصد گم شدن بسته‌ها براي شبكه‌هاي MPLS برابر 0.1 است اما در شبكه‌هاي خصوصي مجازي VPN اينترنت اين مقدار برابر يك درصد مي‌شود. هر دو اين ارقام براي شبكه‌هاي امريكاي شمالي ارائه شده‌اند.  اجازه بدهيد دوباره به مثال اوليه خود درباره شبكه‌هاي 10Mbps برگرديم. در اين شبكه مقدار متغير MSS برابر 1460 بايت يا 11680 بيت است. نرخ گم شدن بسته‌ها نيز 0.1 درصد در نظر گرفته مي‌شود. متغير RTT نيز در شبكه ميان دو شهر نيويورك و لوس‌آنجلس برابر 49 ميلي‌ثانيه يا 0.49 ثانيه است. بنابراين، فرمول محاسبه توان خروجي براي اين شبكه همانند زير خواهد شد:



Maximum Throughput = (11680/.049) * (1 /(SQRT.1%))= 7.5 Mbps


اگر پهناي‌باند شبكه را ده برابر افزايش دهيم و به 100Mbps برسانيم، محدوديت‌هاي MSS، RTT و گم شدن بسته‌ها در شبكه هنوز وجود خواهند داشت و در نتيجه توان خروجي و كارايي شبكه به‌طور بسيار نامحسوس و حاشيه‌اي بهتر خواهد شد. بنابراين، با اين وضعيت چگونه مي‌توان كارايي شبكه WAN را بهبود داد؟ برخي از شركت‌ها با استفاده از محصولات شتاب‌دهنده‌ تجاري توانسته‌اند توان خروجي يك شبكه با لينك‌هاي 10 مگابيت را به مرز 60 مگابيت و حتي بيش‌تر برسانند. در اين مقاله قصد نداريم اين محصولات را معرفي كنيم بلكه براي ما اهميت دارد كه متوجه شويم چگونه مي‌توان به اين كارايي دست يافت؛ بدون اين‌كه ساختار و بسترهاي فيزيكي شبكه را تغيير داد!
کارایی به عنوان معیار دوم هنگامي كه سازمان‌ها براي بهبود شبكه‌هاي WAN اقدام مي‌كنند، در نخستین گام اين پرسش را مطرح ‌می‌شود كه كدام محصول بهينه‌ساز WAN سريع‌تر است؟ من در جواب مي‌پرسم: «مگر سرعت اهميت دارد؟ كارايي يك محصول مهم است.» اما در سازمان‌ها جايي براي ارزيابي سخت‌افزار/نرم‌افزار طراحي نشده است. رايج‌ترين معيارها براي ارزيابي كارايي محصولات بهينه‌سازي WAN در بازارهاي رقابتي معطوف به شبكه‌هاي اداري پركاربرد و ترافيك و باركاري درون اين شبكه‌ها مي‌شود. مثلاً HTTP و سرويس‌هاي فايل در اين شرايط بيش‌تر مورد توجه سازمان‌ها در انتخاب يك محصول بهينه‌ساز WAN قرار مي‌گيرند. در ميان رقباي تازه تأسيس اختلاف كارايي چند درصد بيش‌تر يا كم‌تر خواهد بود اما اختلاف مهم و اساسي اين محصولات در پارامترهايي مانند گم شدن بسته‌ها، نرخ‌هاي بالاتر تحويل بسته، پروتكل‌هاي غيررايج و معمول و نظاير اين‌ها است. قاعدتاً در تمامي اين محصولات كارايي تفاوت خواهد داشت اما نتايج ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه كارايي‌ها نزديك به هم نيستند و اختلاف‌هاي زيادي بین هر محصول با ديگري وجود دارد.
از آنجا که در سازمان‌ها براي ارزيابي كارايي محصولات بهينه‌ساز WAN ابزارها و شرايط لازم مهيا نيست، بهتر است مديران IT به جاي تمركز روي كارايي، پارامترهاي ديگري مانند بازگشت سرمایه (ROI)، پشتيباني نرم‌افزار/پروتكل، قيمت، مقياس‌پذيري، هزينه‌هاي به‌كارگيري، هزينه‌هاي عملياتي و ديگر مواردي را كه به ذهن متبادر مي‌شود، بررسي كنند. ارزيابي اين عوامل به شما كمك مي‌كند بهتر تصميم بگيريد كه از محصولات مجازي يا فيزيكي بهينه‌ساز شبكه‌هاي WAN در شبكه خود استفاده كنيد. بهتر است هريك از اين عوامل را بيش‌تر بررسي كنيم:

پروتكل‌ها و برنامه‌هاي كاربردي
نمي‌توان از هر محصول بهينه‌ساز WAN براي تسريع تمامي برنامه‌هاي كاربردي و پروتكل‌ها استفاده كرد. براي دستيابي به حداكثر ROI، شما به يك محصول تسريع‌كننده نياز داريد که اکثریت پروتكل‌هاي موجود در شبكه را در صورت امكان پشتيباني کند. مي‌توان فهرست بلندبالايي از تمامي برنامه و پروتكل‌هاي موجود در شبكه تهيه كرد: پروتكل‌هاي مبتني‌بر IP يا TCP، پروتكل‌هاي ايزوله‌كننده، پروتكل‌هاي رمزنگاري، برنامه‌‌هاي كاربردي اختصاصي و... نه تنها فكر مي‌كنم شركت‌هاي بزرگ برنامه‌هاي كاربردي تسريع‌كننده را تحريم كرده‌اند بلكه باید مسايل امنيتي و رخنه‌هايي را هم كه احتمالش زياد است، مدنظر قرار داد. بسياري از اين برنامه‌ها ظرفيت زيادي از پهناي‌باند را به خود اختصاص و مصرف مي‌كنند. بنابراين، بهتر است روي پشتيباني برنامه‌هاي كاربردي و پروتكل‌هايي توسط محصول بهينه‌ساز WAN تأكيد كنيد كه بهتر مي‌توانند سرمايه شما را برگردانند.

قيمت
 يكي از عامل‌های اصلي در ROI، قيمت محصول بهينه‌ساز WAN است. در سازمان‌ها خريد يك محصول هميشه هزينه به شمار می‌رود، اما برخي نرم‌افزارها هستند كه مبتني‌بر مجوز بوده و هزينه كمتري دارند. اين نرم‌افزارها غالباً به صورت مجازي روي شبكه قرار گرفته و به همين دلیل هزينه‌هاي دوره‌هاي معمول مانند تعمير و نگه‌داري، هزينه‌هاي ساليانه يا دو سال و سه سال و... را ندارند. برخي از محصولات و نرم‌افزارها داراي مجوزها و هزينه خريد ماهيانه هستند كه براي برخي سازمان‌ها يك گزينه ايده‌آل است.

مقياس‌پذيري
 در شرايطي كه ممكن است تفاوت كارايي و بهينه‌سازي شبكه‌هاي WAN در محصولات مختلف بسيار اندك باشد، مقياس‌پذيري يك فاكتور مهم جلوه مي‌كند. برخي از محصولات ممكن است ترافيك شبكه WAN را تا حد گيگابيت مقياس‌پذير كنند اما در هر محيطي به آن‌ها نياز نباشد. براي محاسبه قدرت مقياس‌پذيري يك محصول مي‌توانيد توان خروجي خالص محصول يا تعداد جلسه‌ها و جريان‌هاي مورد پشتيباني را برآورد كنيد.

هزينه پياده‌سازي
 در سازمان‌هايي كه گستردگي و توزيع‌شدگي زيادي دارند، نياز است كه مديران IT فكر كنند چگونه مي‌توانند يك محصول بهينه‌ساز WAN را خريداري كرده، ارزيابي و سپس پيكربندي و پياده‌سازي كنند. مطمئناً در سازمان‌هايي كه از مجازي‌سازي و نرم‌افزارهاي مجازي استفاده مي‌كنند، هزينه پياده‌سازي يك محصول بهينه‌ساز مجازي كمتر خواهد شد و نيازي به در نظر گرفتن زمان و هزينه كم پيكربندي و پياده‌سازي محصول جديد با مراكز داده و سايت‌هاي شعبه‌هاي ديگر نيست. البته، ممكن است به برخي اقدامات سخت‌افزاري در بخش‌هايي نیاز باشد. اما به‌كارگيري يك دستگاه بهينه‌ساز WAN فيزيكي در يك شبكه گسترده با چندين شعبه و دفتر كار راه دور و توزيع مسافتي زياد همراه با هزينه‌هاي متعدد پياده‌سازي، نگه‌داري و تعمير خواهد بود كه بايد در نظر گرفته شود.

هزينه‌هاي عملياتي
 آيا نيازي به به‌روزرساني سخت‌افزار يا افزودن بسته‌هاي نرم‌افزاري است؟ اگر نياز است مي‌توان اين كارها را به سادگي انجام داد؟ در بسياري از محصولات بهينه‌ساز WAN از نشست‌هاي پراكسي سرور/كلاينت استفاده مي‌شود كه به فرم‌هاي مختلفي پياده‌سازي مي‌شوند و به محض پيكربندي مشكلات مبتني‌بر ناسازگاري شديدي را در شبكه به‌وجود مي‌آورد و ارتباطات برنامه‌ها را با يكديگر قطع مي‌كند. تشخيص و عيب‌يابي اين نوع مشكلات بسيار سخت و همراه با هزينه‌هاي عملياتي زياد است.

تصوير کلی
 چگونه محصول بهينه‌ساز WAN انتخابي شما با معماري برنامه‌هاي كاربردي تسريع‌كننده استفاده شده در شبكه همگون و سازگار خواهد شد؟ شايد يك محصول بهينه‌ساز WAN تمام آن چيزي باشد كه شما نياز داريد اما هنگام استفاده در شبكه گسترده شما، مشكلات عدم سازگاري معماري يا مشكلات كارايي در بخش‌هاي ديگري بروز كند. به‌طور مشابه، آيا شما نياز به محصولاتي خواهيد داشت كه در يك راهبرد كلي‌تر قرار گيرند؛ مثلاً در حركت به سوي معماري‌هاي نرم‌افزارمحور يا مجازي‌سازي؟ ممكن است تجهيزات سخت‌افزاري بهينه‌ساز WAN در يك دفتر اداري كوچك به خوبي كار كنند اما در سايت‌ها و دفاتري كه نرم‌افزارهاي مجازي به‌ كار گرفته شده‌اند، يك دستگاه مجازي بهينه‌ساز تنها رويكرد انتخابي امكان‌پذير است. كارايي مهم‌ترين عامل در انتخاب يك محصول بهينه‌ساز WAN است اما قبل از فكر كردن درباره كارايي محصولات مختلف در بازار رقابتي بايد عوامل‌ گفته شده را بررسي و ارزيابي كنيد و بعد به سراغ اين پرسش برويد كه كدام محصول كارايي بهتري دارد؟

غلبه بر محدوديت‌هاي پهناي‌باند
در بخش‌هاي قبلي محدوديت‌هاي شبكه‌هاي WAN و شاخص‌هاي مهم براي انتخاب يك محصول بهينه‌ساز را بيان كرديم. با بهبود و اصلاح هريك از سه عامل ظرفيت پهناي‌باند، نرخ گم شدن بسته‌ها و تأخير مي‌توان تا حدودي شبكه‌هاي WAN را بهينه‌سازي كرد. تمامي محصولاتي هم كه در بازار وجود دارند روي بهبود اين عوامل تمركز كرده‌اند. در اين بخش مي‌خواهيم به سراغ روش‌ها و رويكردهاي مهم غلبه بر ظرفيت پهناي‌باند برويم.

چه مقدار بهينه‌سازي پهناي‌باند كافي است؟
مهم‌ترين عامل در تعيين ظرفيت يك محصول بهينه‌ساز WAN  که از چيست؟ به احتمال بیش‌تر سازمان‌ها جواب مي‌دهند حداكثر پهناي‌باند بهينه‌سازي شده. اين جواب تا حدودي درست است. به یقین يك محصول بهينه‌ساز WAN كه مي‌تواند يك پهناي‌باند يك گيگابيت بر ثانيه را بهينه‌سازي كند از فناوري‌ها و ظرفيت‌هاي بيشتري نسبت به يك محصول بهينه‌ساز WAN برای يك پهناي‌باند 50 مگابيت بر‌ثانيه بهره مي‌برد. اما اين موضوع به تنهايي كافي نيست و همان‌طور كه در بخش‌هاي قبلي گفتيم بايد محدوديت‌هاي تأخير و نرخ گم شدن بسته‌ها در اطلاعات و برنامه‌هايي را كه روي يك اتصال مبتني‌برIP هستند، در نظر گرفت. يك برنامه کاربردی به تنهايي نمي‌تواند كل ظرفيت يك پهناي‌باند بهينه را مصرف كند و به‌احتمال چندين برنامه ديگر به طور همزمان روي شبكه اجرا مي‌شود كه در مجموع نياز به حداكثر ظرفيت پهناي‌باند بهينه‌سازي شده براي كاركرد صحيح و كارايي قابل قبول دارند. اين حقيقت در بهينه‌سازي دفاتر شعبه‌اي يك شبكه WAN كاملاً مشهود است. هر كاربر به طور معمول بين 10 تا 15 اتصال روي يك شبكه WAN راه‌اندازي و استفاده مي‌كند (مي‌توان با اجراي دستور «NETSTAT» در ترمينال خط فرمان سيستم‌عامل ويندوز تعداد اتصال‌هاي برقرار شده را مشاهده كرد). حال براي محاسبه كل اتصال‌هاي اين شعبه بايد تعداد كل كارمندان را در عدد 15 ضرب كنيم. عدد به‌دست آمده حداكثر ظرفيت مورد نياز پهناي‌باند است يا به عبارتي ديگر بايد با بهينه‌سازي پهناي‌باند به اين ظرفيت برسيم. چگونه مي‌توان به ظرفيت استفاده كامل از يك اتصال رسيد؟ راه‌حل اين است: به بازي گرفتن فناوري‌ها و روش‌های Deduplication (روش‌های فشرده‌سازي و حذف اطلاعات تكراری در مواقعي كه اطلاعات يكساني روي چندين كانال يا لينك ارسال مي‌شوند). محصولات بهينه‌سازي WAN از همين روش استفاده مي‌كنند. آن‌ها با ساختن يك «اثرانگشت» از اطلاعات در مبداء كه اغلب توسط يك الگوريتم هش ساخته مي‌شود سعي مي‌كنند از تكرار اطلاعات يكسان در هر اتصال و ارسال آن‌ها در شبكه جلوگيري كنند و اين اثرانگشت مورد استفاده ديگر لينك‌ها و اتصال‌ها قرار گيرد و در مقصد با هش كردن دوباره اطلاعات با اين اثرانگشت، اطلاعات كامل به دست مي‌آيند. با اين رويكرد مي‌توان ظرفيت يك لينك 10 مگابيتي را تا 200 مگابيت افزايش ظرفيت داد.

Deduplication، فشرده‌سازي و كش كردن
پرسشی كه ممكن است مطرح شود، تفاوت‌هاي روش‌های Deduplication با فشرده‌سازي و كش كردن اطلاعات است. الگوريتم‌ها و الگوهاي فشرده‌سازي براي اطلاعات با اندازه و حجم كم در سطح فايل استفاده مي‌شود در حالي كه الگوريتم‌هاي Deduplication روي حجم اطلاعاتي زياد و فايل‌هاي بسيار بزرگ قابل اجرا هستند. كش كردن اطلاعات همانند Deduplication اطلاعات ورودي دريافت شده را با كتابخانه اطلاعات مقايسه مي‌كند، اگر اطلاعات مشابه را يافت به صورت محلي فراخواني كرده و در زمان و پهناي‌باند صرفه‌جويي مي‌كند. اما تفاوت كش كردن اطلاعات با Deduplication در محل استفاده اين روش‌ها است. از كش كردن اطلاعات در محيط‌هاي خاص مانند پروتكل HTTP روي وب، كش كردن فايل‌هاي روي سيستم فايلي CIFS و NFS و مشابه اين‌ها استفاده مي‌شود. همچنين از كش كردن اطلاعات در اجراي برنامه‌هاي كاربردي يا استفاده از يك آبجكت خاص در يك نرم‌افزار استفاده مي‌شود. بنابراين، سازمان‌ها براي هر برنامه كاربردي به يك سيستم كش كردن اطلاعات جداگانه نياز دارند در صورتي كه فناوري Deduplication مستقل از پروتكل و محيط است. همچنين استفاده از روش‌هاي كش كردن اطلاعات وظيفه برنامه‌نويس‌ها است. به‌طور عمومي در جايي از روش‌های كش كردن اطلاعات استفاده مي‌شود كه بتوان اطلاعات ايستا را از اطلاعات پويا مجزا ساخت. در شبكه‌هاي WAN اين امر محقق نمي‌شود و عمليات مقايسه‌سازي اطلاعات در سطح بسته‌ها و فريم‌ها است نه در سطح فايل‌ها.

ارزيابي رويكرد‌هاي Deduplication
ميان رويكردهاي مختلف Deduplication تفاوت‌هایي وجود دارد. مثلاً برخي از محصولات بهينه‌سازي WAN مبتني‌بر بازرسي جريان اطلاعات ورودي هستند و اين مرحله از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. برخي از بايت‌هايي كه براي ساخت اثرانگشت مورد نياز هستند، همان بايت‌هايي هستند كه از نرخ احتمال بيشتري از بيت‌هاي مقايسه‌اي در پايگاه داده سيستم‌هاي بهينه‌سازي برخوردارند. سيستم‌هاي مبتني‌بر سطح بايت ايده جالبي هستند اما شركت‌ها به‌طور معمول براي براي استفاده از الگوريتم‌هاي اطلاعاتي 16 بايتي با محدوديت‌هايي روبه‌رو هستند و نياز دارند يك هش منحصربه‌فرد بسازند تا از وقوع اشتباه‌های احتمالي جلوگيري كنند. يك رويكرد جايگزين براي جلوگيري از بروز مشكل، ايندكس كردن تغييرات در يك الگوی اطلاعاتي با استفاده از عمليات شيفت (Shift) است. اين روش در سطح بايت قابل پياده‌سازي است. مشكل بعدي اندازه فرهنگ لغتي است كه بايد براي يافتن اطلاعات تكراري روي حافظه دستگاه‌ها ذخيره شود.
اندازه اين فرهنگ لغت از اثرانگشت حياتي‌تر است چون مي‌توان اطلاعات تكراري بيشتري را شناسايي و ظرفيت استفاده از پهناي‌باند را افزايش دهد. بنابراين، اگر با فروشندگان محصولات بهينه‌سازي WAN درباره اندازه حافظه محصول و اندازه فضاي مؤثر فرهنگ لغت صحبت كنيد، غيرمعمول نخواهد بود. البته واقعاً اندازه فرهنگ لغت مورد استفاده در الگوريتم‌هاي Deduplication مهم نيست. زیرا شركت‌هاي سازنده محصولات بهينه‌ساز WAN از انواع الگوهاي ديگر روی پروتكل‌هاي TCP،UDP و IP براي شناسايي اطلاعات تكراري استفاده مي‌كنند و تنها متكي بر روش‌هاي Deduplication نيستند. آن‌ها سعي مي‌كنند كل ترافيك يك شبكه WAN را بازرسي و اطلاعات و اتصال‌هاي تكراري را شناسايي كنند.

جمع‌بندی
در اين مقاله محدوديت‌هاي بهينه‌سازي شبكه‌هاي WAN را كه ظرفيت پهناي‌باند، نرخ گم شدن بسته‌ها و تأخير هستند را بيان و رويكردهاي محصولات بهينه‌ساز WAN براي افزايش ظرفيت پهناي‌باند را مرور كرديم. Deduplication فناوري است كه مي‌تواند با جلوگيري از اتصال‌ها و اطلاعات تكراري روي شبكه‌هاي WAN، ظرفيت پهناي‌باند را افزايش دهد و موجب شود چندين برنامه كاربردي با حداكثر ظرفيت روي اين‌گونه شبكه‌ها اجرا شوند. همچنين به مهم‌ترين عامل‌ها براي انتخاب يك محصول بهينه‌ساز خوب براي شبكه‌هاي WAN اشاره كرديم و تأکید کردیم كه كارايي مهم‌ترين عامل در ميان محصول متنوع بازار است.